تبلیغات
لژیون مسافر محمدرضا مرادی - مشکلات امروزم را پیش‌خرید کرده‌ام!!!!
 
لژیون مسافر محمدرضا مرادی
درباره وبلاگ


اعتیاد جاده ای است که اگر در ابتدای آن تابلوی بن بست نصب شود ، شاید تعداد کسانی که وارد آن می شوند ، بسیار کمتر شود.
این وبلاگ به منظور شناخت انسان و مواد مخدر و تأثیر این دو بر رو ی یکدیگر و بطور کلی کمک به درمان اعتیاد طراحی شده است .
امیدواریم گامی در جهت این مهم به انجام رسانیم .

مدیر وبلاگ : محمدرضا
نویسندگان
پنجشنبه 12 فروردین 1395 :: نویسنده : محمدرضا
به نام قدرت مطلق




نکته‌ای بسیار حائز اهمیت در اینجاست که انسان‌هایی که می‌خواهند در جهت برطرف کردن مشکلات خود قدم بردارند، نباید در برابر نفوذ آموزش‌های مثبت از دیگران نسبت به خود مقاومت کنند.



سلام دوستان مازیار هستم یک مسافر

گاهی اوقات صدایی از درونم به من می‌گوید:

  • یادت هست که روزی حق فلان آدمی را خوردی؟
  • یادت هست که روزی با پدر و مادر خود بدرفتاری کردی؟
  • یادت هست که همسر و فرزندانت از دستت آرامش نداشتند؟
  • یادت می‌آید که دیگران را مسخره می‌کردی؟
  • خاطرت هست که روزی با یک نفر در خیابان درگیر شدی و او را کتک زدی؟
  • یادت می‌آید که روزی درگیر ضد ارزش‌ها بودی؟
  • این پرسش‌های مبهم در اکثریت مواقع زمانی به سراغم می‌آید که از شدت مشکلات زندگی به درگاه خداوند شکایت می‌کنم و می‌گویم من چه کرده‌ام که امروز درگیر این‌گونه مشکلات متعددی شده‌ام؟
  • چرا امروز باوجوداینکه هیچ‌گونه عمل ناشایستی انجام نمی‌دهم، اما بازهم درگیر پستی‌ها و بلندی‌های بسیاری در زندگی می‌شوم که مرا آزار می‌دهند؟

ازآنجایی‌که انسان‌ها از زمان تولد تا دوران بلوغ و جوانی و تشکیل خانواده به‌صورت رندمی زندگی می‌کنند و اطلاعاتی درباره زندگی آینده خود کسب نکرده و تمام جمله‌ها و مثال‌هایی که می‌شنوند برایشان به‌درستی تفهیم نمی‌شود، این رندمی زندگی کردن یا به قول خودمان هر چه پیش آید خوش آید «در آینده انسان را با مشکل روبه‌رو می‌کند. در قالب مثال این‌گونه می‌شود که فردی ضرب‌المثل» از هر دست بدهی از همان دست پس می‌گیری را زیاد شنیده است؛ اما تفکر وی این‌گونه شکل‌گرفته که اگر در خیابان به فقیری کمک کنم، قطعاً به خانه نرسیده پاسخش را دریافت می‌کنم و برایم باقیات‌الصالحات نوشته خواهد شد؛ اما به این موضوع فکر نمی‌کند که همین‌طور هم اگر باعث فقیر شدن یک نفر بشود، برایش در جهانی دیگر معصیت نوشته خواهد شد و در همین جهان پاسخ فیزیکی‌اش را خواهد گرفت. این پاسخ ممکن است 24 ساعت به طول بی انجامد و ممکن است 20 سال بعد دریافت شود. اگر فرض خود را برای 20 سال بعد بگذاریم، می‌بینیم که همان فرد در زندگی آینده‌اش دچار مشکلات بسیار زیادی شده است که هر چه فکر می‌کند و از دیگران سؤال می‌کند، به پاسخ صحیح و قانع‌کننده‌ای نمی‌رسد. هر کس نسبت به‌جایگاهش یک‌جور جواب برای او می‌آورد. ممکن است یک روحانی بگوید که خداوند شمارا مورد آزمون قرار داده است. ممکن است یک روان‌پزشک بگوید که به این مشکلات فکر کرده‌ای و امروز گریبانت را گرفته‌اند و ... . زمانی که فرد بااین‌همه تنوع پاسخ‌ها روبه‌رو می‌شود، تصمیم می‌گیرد که در آخر؛ کار اول را انجام دهد؛ یعنی به عبارتی باکسی مشورت نکند و خودش به ریشه مشکلاتش فکر کند و آن را بیابد. در آن لحظه‌ها سؤال‌هایی مانند (من چه کرده‌ام؟ چرا به این روز افتادم؟ و شاید هم بگوید که چرا تقدیر من این‌گونه رقم خورده است و همه‌چیز را بر گردن تقدیر و خداوند بی اندازد) برایش مطرح می‌شود. در این لحظه‌ها که انسان به دنبال ریشه مشکلات خود می‌گردد، سؤال‌هایی که در ابتدای نوشته مطرح کردم از درون انسان به صدا درمی‌آید که 20 سال گذشته را یادت می‌آید؟

  • یادت می‌آید که روزی یک دروغ گفتی و به خاطر همان یک دروغ زندگی چند خانوار به خطر افتاد؟
  • خاطرت هست که با پدر خود چه کردی؟
  • آیا مادرت از دست‌تو رازی است؟
  • آیا ضربه مالی‌ای که به فلان دوست خود وارد کردی را به خاطر می‌آوری؟

و همین‌طور هزاران پرسش دیگر از درون به صدا درمی‌آید که همین پرسش‌ها پاسخ سؤال‌های من است. کاری که در سالیان گذشته انجام دادم، امروز با پیامد آن مواجه شدم. حال می‌خواهم جبران مافات کنم و دیگر ضد ارزش‌ها را کنار بگذارم و انجام ندهم. توجه داشته باشید که این مرحله تزکیه نام دارد و بسیار تا بسیار مستلزم زحمت و سختی کشیدن می‌باشد. برای مثال فردی که درگذشته به 10 نفر چک ارائه کرده و تمام چک‌ها برگشت‌خورده است؛ امروز طلبکاران از او پولشان را می‌خواهند. برای جبران چنین خسارت سنگینی، فرد باید سختی‌های بسیاری را متحمل شود. اولین سختی این است که باید بداند که به‌هیچ‌عنوان نمی‌تواند خیلی زود و یک‌دفعه تمام حساب‌های طلبکاران را صاف کند. باید به‌صورت تدریجی و آهسته این کار را انجام دهد. مثلاً برود و از یک نفرشان خواهش کند تا به او مهلت دهد. به نفری که مقدار کمتری طلبکار است بدهی خود را بدهد تا 10 نفر تبدیل به 9 نفر شوند. همین‌طور کم‌کم با تفکر پیش برود تا تمام حساب‌های آن 10 نفر را کاملاً تصفیه نماید. این خواهش کردن‌ها و مهلت خواستن‌ها با فشار و تحمل سختی‌های زیادی همراه است؛ اما باید بدانیم که این سختی‌ها وسیله ارتقاء انسان‌ها هستند. به دلیل اینکه هرکسی این فرصت را از طرف خداوند پیدا نمی‌کند که مشکلات خود را ببیند و اجازه داشته باشد برای برطرف کردن آن‌ها قدمی بردارد؛ بنابراین امروز که این صداها را از درونم می شونم، بسیار خوشحال می‌شوم که دیروز از سر جهل و ناآگاهی کارهایی انجام دادم و امروز در آگاهی توسط نفس لوامه سرزنش می‌شوم. خوشحال می‌شوم که دلیل مشکلات امروزم را جویا شدم و خداوند به من اجازه داد تا دلیل آن‌ها را پیدا کنم و در راستای برطرف کردن آن‌ها قدم بردارم. دیدن مشکلات نعمتی بسیار بزرگ است که از طرف خداوند در اختیار ما انسان‌ها قرار می‌گیرد؛ اما همان‌طور که گفتم برطرف کردن آن‌ها با فشار و سختی‌های زیادی همراه است.

نکته‌ای بسیار حائز اهمیت در اینجاست که انسان‌هایی که می‌خواهند در جهت برطرف کردن مشکلات خود قدم بردارند، نباید در برابر نفوذ آموزش‌های مثبت از دیگران نسبت به خود مقاومت کنند. به قول خودمان (در برابر فهمیدن مقاومت نکنند) و اجازه بدهند نقاش نقش خوبی از آن‌ها به‌جا بگذارد. در ضمینه فعالیت ما نقاش حکم راهنما و نقش حکم رهجو را دارد.

حال شما می‌توانید این مطلب را در قالب مشکلات خودتان قرار دهید و بسنجید که فشارهایی که امروز متحمل می‌شوید، بازپرداخت کدام بدهی شما به کدام طلبکار می‌باشد؟

رنج‌ها و سختی‌ها ازنظر من نعمت‌های بزرگی از طرف خداوند هستند که به ما انسان‌ها اعطا گردیده است؛ بنابراین هیچ‌گاه نباید از سختی‌هایی که در زندگی می‌کشم ناامید شوم و نزد خود بگویم که خداوند مرا دوست ندارد و به‌قول‌معروف از من روی برگردانده است. رنج نباید مرا غمگین کند. این همان‌جایی است که اغلب مردم اشتباه می‌کنند. رنج و سختی قرار است مرا هشیارتر کند، چون انسان‌ها زمانی هشیارتر می‌شوند که زخمی شوند. آیا تابه‌حال دقت کرده‌اید؟

زمانی که دستتان زخم می‌شود هشیارتر می‌شوید که مبادا آب به آن بخورد تا بسوزد و یا عفونت کند. سختی‌های زندگی هم به همین شکل هستند. من رنجم را تحمل نمی‌کنم، بلکه به آن به چشم فرصتی برای بیداری نگاه می‌کنم. اگر به کسی محبت کردم و از او بی‌مهری دیدم، مأیوس نخواهم شد؛ چون می‌دانم که پاسخ محبت خود را در زمان دیگری، در رابطه با موضوع دیگری و از شخص دیگری خواهم گرفت. این قانون کائنات و دستگاه خداوند است. دنیا همه و همه پژواک می‌باشد. انعکاس می‌باشد. انعکاس من برمن. پس باید حواسم باشد که بهترین باشم تا بهترین را دریافت کنم؛ بنابراین به سختی‌ها و مشکلات زندگی خود به چشم بدی نگاه نکنم و سعی کنم که طرز فکر خودم را در رابطه با آن‌ها تغییر دهم و توجه داشته باشم که:

هر که در این خانه مقرب‌تر است     جام بلا بیشترش می‌دهند

 

 

نویسنده کنگره 60: مسافر مازیار اعرابی





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : کنگره60، ترک اعتیاد، موادمخدر، مقاله، آقای اعرابی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 فروردین 1395 07:58 ب.ظ
سبزه دلت را به نیت آرزوهایت، هر چه که هست گره بزن، شادی؛ زیبایی؛ لطافت و خوشی های پایدار تقدیم وجودتون سیزده بدرتون مبارک از ته دل خوشحال میشم به منم سر بزنین
محمدرضا سلام. عید شما مبارک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :