تبلیغات
لژیون مسافر محمدرضا مرادی - گزارش لژیون پزشکان پارک طالقانی دهم اردیبهشت
 
لژیون مسافر محمدرضا مرادی
درباره وبلاگ


اعتیاد جاده ای است که اگر در ابتدای آن تابلوی بن بست نصب شود ، شاید تعداد کسانی که وارد آن می شوند ، بسیار کمتر شود.
این وبلاگ به منظور شناخت انسان و مواد مخدر و تأثیر این دو بر رو ی یکدیگر و بطور کلی کمک به درمان اعتیاد طراحی شده است .
امیدواریم گامی در جهت این مهم به انجام رسانیم .

مدیر وبلاگ : محمدرضا
نویسندگان
به نام قدرت مطلق



ما درکنگره می‌گوییم به تقدیر معتقد هستیم اما، تقدیر را در زندگی خودمان دخالت نمی‌دهیم. زیرا در این صورت هر اتفاقی یا هر مشکلی را، در سرنوشت خود می پنداریم و هیچگاه قدمی برای برطرف نمودن آن بر نخواهیم داشت.


استاد جلسه:

خدمت همه دوستان، سلام عرض میکنم. بنده اعظم انصاری، فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشکی تهران هستم. حدود 6 سال است که در حوزه اعتیاد مشغول به فعالیت هستم. آشنایی من با کنگره به زمانهای دور باز میگردد، ولی در حال حاضر 3 سال است که به طور رسمی با کنگره 60 همکاری می‌کنم.

دستور جلسه امروز تعادل و بی‌تعادلی، ادب و بی‌ادبی است. در ابتدا مهندس به این شکل بیان می‌کند که در زمینه اعتیاد، فقط  ترک مورد بحث و گفتگو قرار می‌گرفت؛ ولی بعد از گذر زمان، این نتیجه گرفته شد که ترک، معنا و مفهومی ندارد. به همین دلیل بحث جدیدی به نام درمان اعتیاد مطرح گردید. درمان باید در سه بخش صورت گیرد، جسم، روان و جهان بینی. سپس بحث تعادل مطرح شد که تعادل فوق درمان و درمان فوق ترک می‌باشد. برای اینکه این مسئله بهتر روشن شود، کنگره تعاریفی ساده را در این زمینه بیان می‌کند، که عدالت و تعادل هر دو از یک ریشه هستند، این به این معنا است که هر چیزی باید در جای خودش قرار بگیرد. 

اغلب برای انسانها به سبب مشکلاتی که در طول زندگی برای آنها پیش می‌آید، شاید این تصور ایجاد شود که هیچ عدالتی وجود ندارد، ولی کنگره با توجه به قوانینی که در نظام هستی وجود دارد این تردید را به یقین تبدیل می‌کند، که تمام قوانین موجود برای همه یکسان است، قوانینی از قبیل جاذبه، دافعه، بازتابش، انعکاس و حتی قوانینی که بر تک تک ذرات وجودی ما حاکم است، عدالت را مطرح می‌کند. تعادل به سه شکل پایدار، ناپایدار و بی تفاوت بیان می‌شود که نوع آن با توجه به میزان دانایی موثر فرد مشخص می‌شود. تعادل پایدار به این شکل تعریف می‌شود که وقتی به فردی یک نیرویی وارد شود یک تکانه‌ای در او ایجاد می‌شود که در حقیقت همان استرس یا ترسی است که هدف آن برهم زدن تعادل فرد است. کسی که از تعادل پایدار برخوردار است، شاید تنشی در او ایجاد شود، ولی این تنش نمی‌تواند به طور کلی او را از تعادل خارج کند، فرد می‌تواند با همان نیروهای تکمیلی به تعادل اولیه خود بازگردد. تعادل ناپایدار به این شکل است که اگر همین تنش به فرد وارد شود و او را از تعادل خارج کند، دیگر این فرد قادر نیست به تعادل اولیه خود بازگردد. مثال کسی است که در سقوط آزاد قرار دارد و چون سیستم بیوشیمی او در تعادل به سر نمی‌برد، کوچکترین تنشی می‌تواند او را به حالت گذشته خود باز گرداند. در تعادل بی‌تفاوت‌، فرد در هنگام اعمال تنش هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهد.

یک انسان در سیر تکاملی خودش می‌تواند در هر کدام از این سه نوع تعادل قرار داشته باشد. در جامعه یکسری ناهنجاری‌ها وجود دارد که بعضی از آنها نوشته شده و بعضی نیز نانوشته هستند، مثل کلاه برداری که در جامعه به عنوان زرنگی فرد تلقی می‌شود. آداب به معنی رسم و رسوم است، حال اگر فردی در مسیر تکاملی خود بتواند به این رسم و رسوم‌ها، یا به عبارتی هنجارها عمل کند فردی با ادب خواهد بود. کنگره به ما می‌آموزد که در راه رسیدن به هدف چگونه قدم برداریم. اگر فردی بدی می‌کند به این معنا نیست که او از عمد و یا با آگاهی آن را انجام داده است، بلکه نشانگر آن است که در نا‌آگاهی به سر می‌برد، حال اگر این فرد دانایی خود را بالا ببرد و آن را به دانایی موثر تبدیل کند، میتواند به یک تعادل یا یک هنجار مناسب دست یابد.

در این سی‌دی به جزئیات رعایت ادب در هر زمینه‌ای اشاره می‌شود. به عنوان مثال به نحوه صحیح غذا خوردن، نحوه برخورد با فرزندان و همسر، مهمان‌داری و یا میزبانی، رانندگی، رعایت نظم، وقت شناسی و در کل راجع به روابط بین فردی به نکات زیادی اشاره شده است.

از کنگره به عنوان جمعیت احیای انسانی یاد می‌شود. احیاء به معنای زنده کردن است که می‌تواند مترادف با بازتوانی فرد باشد. ما این بازتوانی را در مسیر رعایت دوباره این هنجارها بیان می‌کنیم.

این هفته، هفته راهنما است. من به نوبه خودم این هفته عزیز را ابتدا به جناب مهندس و سپس به تمام راهنماها و کمک راهنماهای کنگره تبریک میگویم و آرزوی موفقیت برای آنها دارم.

 

آقای دکتر مسعود:

من خدمت همه دوستان، سلام عرض می‌کنم. مولانا در رابطه با ادب می‌فرماید:

از خـــدا جویــیــم تـوفـــیـق ادب   بی‌ادب محروم ماند از لطف رب
بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد    بلــکه آتــش بـر همـه آفـاق زد

من خیلی دوست دارم راجع به سفری که در حقیقت به عنوان نماینده لژیون پزشکان با دستور آقای مهندس، به قطر داشتم، به طور مفصل صحبت کنم؛ اینکه چگونه با زرنگی توانستم که کنجکاوی آنها را نسبت به کنگره 60 جلب کنم و این سوال را در ذهن آنها به وجود بیاورم که کنگره 60 چیست؟ من بعد از توضیحاتی که در رابطه با نحوه عملکرد درمانی کنگره بیان کردم، تعجب و بهت را در چهره آنها دیدم. برای آنها غیر قابل باور بود که این افرادی که در تیم راگبی کنگره بازی می‌کنند یک زمانی مصرف کننده انواع مواد مخدر بوده‌اند. حتی وقتی خود مسافرها برای آنها توضیح می‌دادند که از چه تخریبی در گذشته برخوردار بودند باز هم نمی‌توانستند کامل موضوع را هضم کنند. ما در زمان تخریب در بدن خود یادگاری‌هایی مثل خراشیدگی‌ها و یا زخم‌هایی که بر اثر چاقو یا عوامل دیگر ایجاد شده است، برای خود به ارمغان آورده‌ایم که برای ما خوشایند نمی‌باشند، به همین سبب مسافرها سعی داشتند که آنها را از دید دیگران بپوشانند. برای اینکه بخواهند ثابت کنند که یک زمانی مصرف کننده بودند این پوشش ها را برداشتند و گفتند که یک زمانی به این شکل بوده‌اند و چنین زندگی می‌کردند. سپس من بیان کردم که اگر قرار باشد که یک جایزه نوبل برای احیای واقعی انسانها به کسی داده شود باید به جناب مهندس اهداء گردد، چون به معنی واقعی انسانها را از تاریک‌ترین نقاط به روشنایی هدایت کرده‌اند. سپس از آقای سفیر خواستم که تنها یک جمله را از آقای مهندس به تمام سفرای کشورهای دیگر بازگو کنند که ما در کشور ایران روشی را برای درمان اعتیاد ابداع کرده‌ایم که به سختی بدست آمده است و پروسه و روند خاص خود را دارد و به معنای واقعی یک انسان مرده را به این شکل زنده می‌کند. تیم ملی از دو گروه تشکیل شده بود، 10 نفر از افراد کنگره بودند و 12 نفر دیگر را غیر کنگره‌ای ها تشکیل می‌دادند. من به هیچ وجه نمی‌خواهم بگویم که آن 12 نفر بد بودند، ولی از لحاظ اخلاق، کردار و ادب با مسافران کنگره قابل مقایسه نبودند. واقعا حیرت زده شده بودم و در پوست خود نمی‌گنجیدم. من به سفرهای ورزشی زیادی رفتم و حدود 50 سال است که با تمام زمینه‌های ورزشی آشنا هستم ولی هیچوقت ندیدم که یک ورزشکار با آن همه تخریبی که در گذشته داشته است، اینگونه رفتار زیبا و قشنگی را از خود نشان دهد. در حالی که ورزش راگبی به نوبه خودش ورزش بسیار خشنی است و افراد به راحتی در نقطه آشوب قرار می‌گیرند، ولی بچه‌های ما حتی به یکی از تنش‌هایی که از تیم مقابل وارد می‌شد، عکس‌العمل نشان ندادند و در هر لحظه آرامش و ادب خود را حفظ کردند.

من نیز به نوبه خودم هفته راهنما را به راهنمای خوب و عزیزم، جناب مهندس و تمام راهنمایان کنگره تبریک می‌گویم و ای کاش، ما که پایان نامه های زیادی را ارائه داده‌ایم و خود را استاد راهنما می‌پنداریم، کمی از منش و خوی راهنمایان کنگره را در سر لوحه کار خود قرار می‌دادیم.

 

خانم دکتر فرشته:

در ابتدا خیلی خوشحالم که تیم ملی راگبی در مسابقات، این چنین ادب و احترام را رعایت کردند. ادب همانطور که استاد بیان کردند، رعایت هنجارهایی است که در جامعه حاکم است. من به عنوان کسی که مدارک تحصیلی بالا دارم و از شخصیت اجتماعی برخوردار هستم، همیشه فکر میکنم که ادب را به خوبی رعایت می‌کنم. ولی اگر خوب به رفتارهای خودمان نگاه کنیم، میتوانیم بفهمیم که ما هم هنجارهایی وجود دارد که به آنها اهمیت نمی‌دهیم. آیا ما همه صبح زود از خواب بلند می‌شویم؟ آیا همه ما به طور منظم ورزش می‌کنیم؟ آیا احترام اطرافیان خود را نگه می‌داریم؟ آیا در هنگام رانندگی به تمام قوانین راهنمایی رانندگی عمل می‌کنیم؟ و هزاران هنجار دیگر که اگر روزی به آنها عمل بکنیم، آن زمان میتوانیم بگوییم که ادب را رعایت کرده‌ایم. ما نمی‌توانیم بگوئیم کسی از بدو تولد ذات بد و تاریکی دارد چرا که در کنگره عکس این موضوع ثابت شده است. در آخر هم هفته راهنما را به آقای مهندس و تمام راهنمایان عزیز کنگره تبریک می‌گویم.

 

آقای دکتر رضا:

در ابتدا هفته راهنما را به آقای مهندس و تمام راهنمایان کنگره60 که در جای‌جای مختلف کشور مشغول به خدمت هستند، تبریک عرض می‌کنم. در جامعه ما بحث تعادل و رعایت آداب معاشرت، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. ما باید ببنیم که تنش‌هایی که از محیط به ما وارد می‌شود، آیا ما را از تعادل خارج می‌کند یا خیر؟ در حقیقت باید میزان پایداری یا ناپایداری تعادل خودمان را بسنجیم. اکثراً در جامعه حوادث و فاجعه‌هایی که رخ می‌دهد، بر اثر همین عکس‌العمل‌هایی است که فرد در اثر ایجاد تنش‌های محیطی از خود نشان می‌دهد. یکی از بحث‌هایی که هم‌اکنون در جامعه ما وجود دارد، نقطه تحمل میان افراد است که در حال حاضر، بسیار کاهش پیدا کرده است. به شکلی که با کوچکترین استرس و تنشی افراد از تعادل به نقطه آشوب می‌رسند. همانطور که میدانیم یکی از قهرمانان بدنسازی کشورمان در اثر همین ایجاد بی‌تعادلی جان خود را از دست داد. رعایت آداب و معاشرت نیز مسئله بسیار مهمی است که باید به آن توجه بسیاری شود. کنگره به خوبی به رعایت آیین و شئونات مربوط به هر موقعیت، اشاره کرده است. در گذشته زمانی که خردسال بودیم در یک جمع، کسی که سن کمتری داشت، این اجازه را نداشت که در مقابل بزرگتر خود پای خود را دراز کند و یا قبل از بزرگتر خود لب به سخن باز کند. در این سی‌دی به خوبی به تمام این آداب اشاره شده است. متاسفانه در حال حاضر تمام این شئونات را به دست فراموشی سپرده‌ایم. هفته گذشته، به آمار بالای طلاق در کشورمان پرداختیم که به طور غیر قابل باوری سیر صعودی به خود گرفته است. به نظر من یکی از دلایل اصلی آن رعایت نکردن اخلاق و رفتار درست در زندگی مشترک است که خود این امر باعث ایجاد بی‌تعادلی در ذهن و رفتار زوجین می شود. ما باید بیاموزیم زمانی که از تعادل خارج می‌شویم با آموزشها و مِتودهایی که کنگره در اختیار ما گذاشته است، دوباره به تعادل اولیه خود بازگردیم.

 

آقای دکتر نادر:

من هم هفته راهنما را به بزرگ‌ راهنمای کنگره 60، جناب آقای مهندس تبریک عرض می کنم. حضرت علی می فرمایند: والدین بهترین اسمی که می‌توانند برای فرزند خود انتخاب کنند، ادب است. نقش ادب در تربیت افراد، بر هیچکس پوشیده نیست.

 

آقای دکتر صمد:

راهنما به معنای راه‌ بلد و یا معلم است. کسی که به جایگاه راهنمایی رسیده است، در گذشته در تاریکی بوده و با تلاش و مشقّت بسیار خود را از آن تاریکی رهانیده است و به نور و روشنایی رسانده است. برای همین از حال رهجوی خود کاملا با خبر است و به خوبی می تواند به او مساعدت برساند و معلم او باشد. دیروز در مرکز درمانی خود، یک رهایی داشتیم. کسی بود که 54 سال سن داشت. وقتی همسفران او رهایی او را می دیدند و از تاریکی‌های گذشته او سخن می گفتند، می گریستند و شور و شعف قابل توجهی در چهره آنها هُویدا بود. وقتی ما این خوشحالی را در آنها می دیدم، حسی بسیار قوی و لذتبخش در تار و پود ما ایجاد می کرد که غیر قابل وصف است. فردی بود که در ابتدای ورود خود، حتی توانایی معرفی خود را هم نداشت ولی دیروز بسیار زیبا برای دقایقی طولانی از زندگی خود سخن میگفت. راهنما کسی است که اینچنین یک فرد مرده را احیا میکند. من این هفته عزیز را خدمت همه عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم روزی برسد که کنگره 60 جهانی بشود تا تمام مردم دنیا بتوانند از این نعمت بزرگ بهره‌ مند گردند.

 

 

خانم دکتر آتوسا:

این هفته عزیز را به جناب مهندس، پدر و بنیان کنگره 60 تبریک عرض می‌کنم و همچنین برای تمام راهنمایانی که در سر تا سر کشور زحمت می‌کشند، آرزوی موفقیت می‌کنم. همانطور که استاد بیان کردند، تعادل، فوق درمان و درمان فوق ترک می‌باشد. طبق گفته‌های دکتر مسعود، نیمی از بازیکنان تیم ملی کشور را اعضای کنگره تشکیل می‌دهند. این افراد کسانی بوده‌اند که در تاریکی اعتیاد به سر می‌بردند ولی الان به عنوان نماینده کشور در مسابقات آسیایی، افتخارآفرینی می‌کنند و از چنین تعادل و آدابی برخوردار هستند. واقعاً قابل تقدیر است. من هم امیدوارم کنگره و روش  .درمانی آن روزی جهانی بشود و مردم جهان، از این نعمت بزرگ آگاه بشوند

 

آقای دکتر حمزه:

یک آیه در قرآن وجود دارد که بیان می کند: کسانی رستگار می‌شوند که دارای تعادل باشند. در مقطع ابتدایی اگر اشتباه نکنم، اول ابتدایی، کلمه ادب و آداب را به ما می‌آموختند. در این سی‌دی، مهندس به بیشتر نکات آداب معاشرت اشاره می‌کند، از جمله نحوه غذا خوردن، صحبت کردن، رانندگی کردن و مسائلی از این قبیل که در زندگی روزمره به مراتب با آنها سروکار داریم. تعادل نقش بسیار مهمی در رابطه با اختلالات اخلاقی و بیماری‌های روانی دارد. در سی‌دی در رابطه با تجسس در وسائل شخصی فرزندان سخن گفته شد که این عمل جز تخریب هیچ سود دیگری نخواهد داشت، زیرا تجسس خود یک نوع بی ادبی و بی‌احترامی به امور شخصی فردی دیگر است. در کل رعایت ادب و معاشرت صحیح، می تواند بسیاری از آسیب های اجتماعی را کاهش دهد.

 

آقای دکتر محمد:

در ابتدا هفته راهنما را خدمت تمام راهنمایان عزیز کنگره 60، تبریک عرض میکنم. یکی از دلایلی که باعث می‌شود ما در روند و شیوه زندگی خود تغییر ایجاد کنیم، تعادلی است که از آن حاصل می‌شود. قبل از آن که تغییر بخواهد به وجود بیاید، ما با هم هم‌کلام‌ تر و تغییرناپذیر تر هستیم. اما هنگامی که تعادل به وجود می‌آید، ما بهتر می توانیم تغییر را در خود ایجاد کنیم. در کنگره کار بزرگی که انجام می شود، این است که در چه انسان هایی این تغییر را ایجاد می کند؟ انسانهایی که هیچ گونه تغییر را نمی پذیرند و پذیرش در آنها وجود ندارد. افرادی که خانواده‌های آنها در بعضی مواقع، آرزوی مرگ آنها را می‌کنند! کنگره به زیبایی این افراد را به انسانهای با محبت، با ادب، صبور و متعادل تبدیل می کند، به طوری که خوانواده‌های آنها دیگر از نبود آنها در کنار خود رنج میبرند.

 

خانم دکتر اکرم: ( معاونت درمان شبکه بهداشت)

من هفته راهنما و معلم را خدمت حضار تبریک عرض می کنم و امیدوارم که به طور مستمر در جلسات شرکت داشته باشم و همسفر خوبی برای کنگره باشم.

 

خانم روانشناس الهام:

ابتدا هفته راهنما را تبریک عرض می کنم. راهنمایان کنگره پیام‌آوران صلح و دوستی هستند و در تحقق انسانیت می کوشند تا تاریکی را به نور و روشنایی تبدیل بنمایند. در ارتباط با دستور جلسه، گفته می شود که اگر خطایی از کسی سر بزند، فقط از روی نادانی و جهل اوست که مرتکب آن اشتباه می شود. این جمله یک دلگرمی در من ایجاد میکند، به این دلیل که وقتی در روابط بین فردی و اجتماعی از کسی اشتباهی سر میزند، به این معنا نیست که او از روی کینه و یا عمداً این کار را انجام داده است، بلکه فقط از روی جهل و نا‌آگاهی است که مرتکب خطا شده است. از طرفی دیگر در جهانبینی هم عنوان شده است که افراد نادان و ناآگاه هم به نوبه خود، معلم و آموزگار هستند و میتوان از آنها نیز آموزش گرفت.

 

آقای روانشناس یوسف:

هفته راهنما را به استاد بزرگ خود، جناب مهندس تبریک عرض میکنم. در کنگره60، راهنما آموزشها را بدون آن که توقعی داشته باشد به صورت رایگان در اختیار رهجو‌های خود قرار می دهد. راهنما فقط یک فکر را در سر می پروراند و آن زنده نمودن مجدّد انسانیت در کسانی است که خود را گم کرده‌اند. هدف اصلی یک راهنما تنها به رهایی رسیدن رهجوهای اوست و زمانی در او شور و شعف ایجاد می شود که رهجوی او سلامت کامل خود را، مجدداً بدست آورد.

 

آقای دکتر محمد:

در ابتدا هفته راهنما و معلّم را خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم. من حدود 4 سال است که با کنگره همکاری میکنم و عضو کوچکی از آن هستم. تا به امروز 60 نفر از بیمارهای من به رهایی رسیده‌اند. به وضوح میتوان گفت که کنگره در درمان اعتیاد، حرف اول را میزند. یک کارگردان که منیّت بسیار زیادی داشت، علاوه بر این که هیچگونه اعتقادی به درمان اعتیاد نداشت، کسی بود که دارای تخریب بسیار بالایی بود. هم اکنون 5 ماه است که تحت درمان است و تغییر رفتاری و کرداری در او کاملاً واضح است.

 

آقای دکتر جهانفر:

هفته راهنما را به جناب مهندس دژاکام، راهنمای خوب و بزرگوارمان تبریک عرض میکنم.

خاطره: در سال 63 در یک کتابخانه که واقع در بیمارستان امام خمینی بود، پیرمردی 70 ساله، مسئولیت اداره کتابخانه را بر عهده داشت. ایشان انسانی فوق‌العاده با ادب و مقرراتی بودند. یک شعاری را همیشه بیان می کردند، همیشه می گفتند هرچه مودب‌تر، موفق‌تر. در کتابخانه چنان نظم و آرامشی برقرار بود که کسی حق بیان کوچکترین کلامی را نداشت. چنین آرامشی فقط به سبب رعایت هنجارهای حاکم در کتابخانه بود.

 

آقای احمد حکیمی:

این هفته را خدمت استاد راهنمای بزرگ، جناب مهندس تبریک عرض میکنم.

می فرمایند: ما همانند شمعی هستیم که راه را برای شما نمایان می کنیم، مابقی به تعقّل، اراده و حرکت شما وابسته است که با نور شمع به روشنایی دست پیدا کنید. کلام‌هایی که از استادانی همانند جناب مهندس جاری هستند، راستین هستند که توانسته‌اند فقط با انتقال آن انسانها را از تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها هدایت بکنند. مردم تصور می کنند در یک شخص مصرف کننده، فقط اعتیاد بیماری است. اما علاوه بر آن دروغگویی، غیبت، تجسس و ... بیماریهایی هستند که خیلی از انسانها دچار آنها هستند. این افراد نیز به استادانی نیاز دارند که از این بیماری‌ها آنها را برهانند. من 15 سال است که افتخار حضور در کنار جناب مهندس را دارم و به جرأت میتوانم بگویم که ایشان، یک الگوی کاملا بی نقص هستند که توانسته‌اند با آموزشهای خود، این شجره را هدایت کنند. من ایمان دارم، همه ما که در کنار هم جمع شده‌ایم، رحمت خداوند شامل حال ما شده است که این کلام راستین از طرف ایشان به وجود ما برسد تا بتوانیم اگر نقاط تاریکی داریم، آن را به روشنایی تبدیل کنیم. امیدوارم که همه ما قدر این گردهمایی را بدانیم.

 

 

 

مهندس:

 

ما در کتاب، می‌خوانیم که گاهی، مرض در قلب افراد وجود دارد و در جای دیگر به این شکل بیان می‌شود که گِردَکان بر گنبد است، نااهل تربیت نمی‌شود.

در رابطه با انسان بعضی مسائل پشت پرده اتفاق می‌افتد و بعضی نیز، هویدا است. به زبانی دیگر همان صور آشکار و پنهانی است که ما در کنگره با آن آشنا هستیم. آیا ما فکر می‌کنیم که انسان با عمل لِقاح، به وجود می‌آید و تنها گوشت و پوست و استخوان است؟ و وقتی که جان خود را از دست می‌دهد، دیگر همه چی به پایان می‌رسد؟ و جهانی دیگر وجود ندارد؟

هنگامی که این باور را داشته باشیم، تکلیف ما مشخص است. اما ما در کنگره اعتقاد داریم که انسان از نَفس و جسم و یا از صور آشکار و پنهان متشکل شده است. سرنوشت هر انسان از آن روزی آغاز گردید که پیمان بسته شد. انسان پیش از تولد وجود داشته و بعد از آن نیز، وجود خواهد داشت. ما اگر به کسی بخواهیم آداب و ادب را بیاموزیم، نمی توانیم در همان ابتدا بگوییم که انسان نااهل را نمیتوان تربیت نمود و بر او برچسب بچسبانیم. آری درست است، ما نمی توانیم به حشرات درس ادب، بیاموزیم ولی نکته در اینجا است که تشخیص آن که چه کسی حشره است و چه کسی حشره نیست بر عهده ما نیست.

ما در کنگره 60،همه را قابل تربیت می دانیم و تمام تلاش خودمان را برای تربیت آنها انجام می دهیم. اگر کمی از او کجی و بدخلقی ببینیم، بلافاصله قضاوت نمی کنیم که این فرد مرضی در قلب خود دارد و قابل درمان نیست. از نظر شخص من، هنگامی که فرزند از مادر خود متولد می‌شود، فرزند با فرزند، متفاوت است. در اقوام و آشنایان ما، فرزندی را می شناختم که 1 سال داشت و از نظر من، بسیار رذل بود. به عنوان مثال یک قلم نوک تیز را، در چشمان مادر بزرگ خود فرو کرد و بینایی یک چشم او را از او ستانید. پس گاهی میتوان گفت که مرض، در قلب افراد وجود دارد ولی ما قدرت تشخیص آن را نداریم.

ما درکنگره می‌گوییم به تقدیر معتقد هستیم اما، تقدیر را در زندگی خودمان دخالت نمی‌دهیم. زیرا در این صورت هر اتفاقی یا هر مشکلی را، در سرنوشت خود می پنداریم و هیچگاه قدم برای برطرف نمودن آن، بر نخواهیم داشت. در کنگره بحث تربیت هم به همین شکل بیان می گردد. ما تمام تلاش خود را برای تربیت و درمان فرد انجام می دهیم، دیگر بهبود یافتن او به خود او مربوط است. نکته اینجا است که هیچگاه در همان ابتدای مسیر، برچسبی بر او نمی زنیم. من هنوز نتوانسته‌ام به این تشخیص برسم که چه کسی بهبود می‌یابد و چه کسی تربیت نمی‌شود. گاهی کسی را می‌دیدم، میگفتم که این فرد به درمان نخواهد رسید اما زمان که گذشت، دیدم که به خوبی به درمان رسیده است. گاهی نیز، فردی را که مطمئن بودم، که به درمان میرسد، اما او هیچگاه به درمان نرسید و از درمان خارج شد. بنابراین من به تمام راهنماها گفته‌ام که تمام تلاش خود را برای درمان رهجو‌های خود انجام دهند و از هیچ کمکی دریغ نکنند.

در ارتباط با ادب، اگر کسی از من سوال بکند که فرزندی بی‌ادب را ترجیح میدهی یا معتاد؟ من فرزند معتاد را انتخاب خواهم کرد. ما در کنگره  38000 نفر، دارای کارت عضویت هستند. یک مصرف کننده به تنهایی می‌تواند یک شهر را به آشوب بکشد. هم‌اکنون در پارک طالقانی، 2000 نفر حضور دارند. نیروی انتظامی و گارد ویژه، هیچکدام نمی توانند این نظم حاکم را به وجود آورند. تنها دلیل آن تربیت این افراد بر اساس نظم و ادب است. ما در کنگره باید حریم‌ها و حرمت‌ها را حفظ کنیم. باید برای راهنماها احترام قائل شویم و از آن طرف از راهنماها می‌خواهیم که با رهجوهای خود با مهربانی و لطافت برخورد کنند. من به مسافران کنگره همیشه گوش‌زد می‌کنم که به نفع آنها است که این باور را داشته باشند که راهنمای آنها بهتر می‌داند و هیچکس در درمان آنها بیشتر از راهنما، نمی تواند به آنها کمک کند.

راهنمایان کنگره60 رایگان به مردم خدمت میکنند، از این رو این هفته را برای تقدیر و تمجید از آنها مشخص کرده‌ایم. همه باید از راهنماهای خود تشکر کنند، حتی کسانی که خود، راهنما هستند. نحوه تقدیر در کنگره، با پاکت صورت می‌گیرد. در پاکت میتواند 5000 تومان یا 10000 تومان یا 100000 تومان باشد و یا این که یک یادداشت قرار داده شود و در آن، از راهنما تقدیر به عمل آید. در کنگره هیچ راهنمایی حق دخالت در امور کاری راهنمای دیگر را ندارد. در کنگره افراد تنها یکبار می توانند راهنمای خود را تعویض بنمایند و بعد از تغییر لژیون، دیگر نمی‌توانند به لژیون گذشته خود بازگردند. در حال حاضر، مردم ما به هفته استاد بهایی نمیدهند و اگر کسی برای استاد خود شیرینی یا دست گل، هدیه بیاورد، همه او را به سخره می‌گیرند و در فکر خود می‌پندارند که این شاگرد قصد خوش‌خدمتی و یا به اصطلاح، چاپلوسی استاد را دارد. این نوع فرهنگ فاجعه است و باید سعی بکنیم که این نوع معیارها را تغییر بدهیم.



تهیه گزارش: امین حمله داری
نگارش و تنظیم: امین مغاری





نوع مطلب : لژیون پژشکان، 
برچسب ها : کنگره60، ترک اعتیاد، لژیون پژشکان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :